

تا تونست من و سوزوند
خودشو تو دل نشوند
عشق و از چشام نخوند
رفت و پیش من نموند
می دونست تنهایی درده
رفت که دیگه بر نگرده
ولی از چشام نخوند که
دل من و دیوونه کرده
می دونست دلم اسیره
ولی رفت
می دونست گریه ام می گیره
ولی رفت
می دونست تنهایی سخته
می دونست
می تونست باهام بمونه
نتونست
می دونست دلم شکسته
ولی رفت
غم اون تو دل نشسته
ولی رفت
می دونست تنهایی سخته
می دونست
می تونست باهام بمونه
نتونست
گل بارون زده ی من
ای تمام هستی من
با تو زندگی شرینه
اگه باشی در کنارم
یادته عزیز جونم
واسه تو ترانه گفتم
که همیشه با تو هستم
تویی قلبم تویی جونم

دست خودم نیست اگه قلبم بی قراره
بارون اشکام بروی گونه می باره
دست خودم نیست اگه دست وپام می لرزه
آخه این بودن با تو به همه دنیا می ارزه
واسه بودن در کنارت داره میمیره دلم
تو فقط راه نجاتی تویی حل مشکلم
دل من پیشت زندونه
بی تو زندگیم ویرونه
طاقت غمی ندارم
بی تو از جهان بیزارم

گفتمش بی تو چه می باید کرد؟
عکس رخساره ی ماهش را داد
گفتمش همدم شبهایم کو ؟
تاری از زلف سیاهش را داد
وقت رفتن همه را می بوسید
به من از دور نگاهش را داد
یادگاری به همه داد و به من
انتظار سر راهش را داد

مگه چی می شه بمونی شعر چشمامو بخونی
فکر رفتنی عزیزم حالا که می خوام بمونی
مگه ما چی کم گذاشتیم که حالا دل می سوزی
دل بی صدای ما رو تا کجاها می کشونی